به زنها بگو: ما میرویم


از کتاب “راه های میان بُر” نوشته ریموند کارور، داستانِ “به زنها بگو ما میرویم” با لایه های دوستی، جدایی، تغییر و خشونت نوشته شده است. داستان توسط سوم شخصی نامعلوم روایت میشود. که در همان ابتدا به دوستی بسیار نزدیک شخصیتهای اصلی یعنی بیل و جِری اشاره میکند. دو شخصی که از کودکی باهم بزرگ شده اند، باهم به مدرسه و دانشگاه رفته اند و این دوستی آنچنان صمیمی و بدون مرز بوده که لباسهای همدیگر را میپوشیدند و حتی رفقیهای یکدیگر را نیز بُر میزدند. این دوستیِ نزدیک، تا زمان ازدواج جِری با کارول ادامه پیدا میکند. تاجاییکه بیل با دیدن روابطِ عادی زناشویی جری و کارول سعی میکند حضور خود را کمرنگ کند. حالا زمانیست که احساسِ جدایی بین این دو رفیق قدیمی ایجاد میشود. اما ازدواج بیل با لیندا، نقشِ یک متعادل کننده را در این ارتباط دوستانه بازی میکند. با این ازدواج، رابطه قبلی بین بیل و جری پررنگ میشود و رفت و آمدها از سر گرفته میشود. نقطه عطف این ارتباط مجدد لحظه ایست که بیل در مراسم عروسی، با نگاه کردن به جری متوجه میشود که او چقدر شکسته شده و بیشتر از سنش نشان میدهد. در قسمتِ رفت و آمدهای خانوادگی نیز، اشاره بیل به نگاه خیره و کم حرف شدن جِری بسیار مهم بنظر میرسد. این نشانه ها، تغییر خلق و روحیات جری را به اطلاع خواننده میرساند. حتی اگر بیل و نویسنده اشاره مستقیمی به این موضوع نداشته باشند. پس پُرواضح است که زندگی متاهلی و فرزنددار شدن، روحیات و خلقیات جری را تحت تاثیر و البته تغییر قرار داده است.

اما اندر احوالات روز یکشنبه، ظاهرا جری با دادن پیشنهاد به بیل برای رفتن به سالن بیلیارد، در تلاش است تا گذشته خود را بازگرداند. زمانیکه که او مجرد بود و بیخیال. اما نویسنده با دادن کدهایی مثل مشت زدن جری به شکم بیل، و له کردن قوطی آبجو توسط جری، اشاره ای هوشمندانه و نه گُل درشت به خشونت سرکوب شده جری میکند. در انتها و در این نسخه از کتاب ظاهرا مترجم، پایانی باز برای این داستان انتخاب کرده است چراکه تنها به سنگ زدنِ دختران توسط جری اشاره میشود و تمام! درحالیکه در نسخه اصلی دقیقا به کلمه KILL –بعمنای کشتن- اشاره شده است! بااینحال شاید اینکه جری دو دوختر را واقعا کشته یا فقط با سنگ زدن به آنها آسیب رسانده است در تحلیل روانشناختی پایانِ داستان خیلی تفاوتی نداشته باشد! آنچه در فرایند داستان مورد ارزیابی قرار میگیرد و خواننده متوجه آن میشود این است که بهرحال جری بابت ازدواج خود خوشحال نیست! تغییرات خلقی، کم حرف شدن و از پسِ آن درونگرا شدن و خشونتهای سرکوب شده ابن نکته را تاکید میکند که جری خود را در وضعیت موجود گرفتار و مستاصل میبیند! نویسنده در این داستان وضعیت ناخوشایند جری را بسیار ظریف مطرح کرده! و بسیار آگاهانه از دادن راه حل و پیشنهاد، برای برون رفتِ جری از این وضعیت امتناع کرده است! باشد که خوانندگان با جری همذات پنداری کرده و به راه حل هایی برسند.                                                                               

نوشته: علی لشگریان

transparent-sailboat-boat-boat-sailboat-sailing-647eaaf6c8c546.1052284816860229028224-modified (1)
علی لشگریان وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *